|
باز یادت افتادم.. بعد ماهها..نه اینکه فراموشت کرده باشم..نه... فقط مثل خودت اسیر دنیای ماشینی شده بودم.. ببخش به فراموشیه تو نمی رسه.. اگه واسه من ماه بوده واسه تو ۲ ساله... امیدوارم یه روز بیاد تو هم از غفلت زنجیرای دنیا که اسیرت کردن غافل بشی و واسه چند دقیقم که شده یاد من بیفتی.. یاد من و خاطره هامون.. گیرم بازم بیای و از عاشقی بخونی.. گیرم تا دنیا دنیاست..بخوای پیشم بمونی.. روز غمم نبودی..خوشیت با دیگرون بود.. من و به کی فروختی؟..اون از ما بهترون بود؟... یادته؟این شعر رو تو به من گفتی.با اینکه من جز تو به کسی فکر نکرده بودم...الانم بعد دو سال نمی خوام این و بهت بگم..فقط می گم به یادتم آقایی.. (تمام این متن و با بغض واست نوشتم..بغضی که بعد چند وقت دوباره اومده سراغم..)
نان را از من بگیر اگر می خواهی هوا را از من بگیر اما خنده ات را نه... عشق من خنده ی تو در تاریک ترین لحظه ها می شکفد و اگر دیدی به ناگه خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست بخند..زیرا خنده ی تو برای دستان من شمشیری آخته است بخند بر روز بر ماه.. بخند بر پیچاپیچ کوچه های عشقمان و بر من..منی که دوستت دارم.. اما آن گاه که چشم می گشایم و می بندم آنگاه که پا هایم میروند و باز می گردند.. نان را هوا را روشنی را از من بگیر اما خنده ات را هرگز تا چشم از دنیا نبندم.... پ.ن:برای کسی که سالها پیش خنده اش مایه ی زندکی وحال که نیست صدای خنده اش همیشه با منست..
با من امشب چیزی از رفتن نگو نه! نگو! از این سفر با من نگو
خیلی دلم تنگ برات برای اون خاطره هات می خوام کنارت بمونم می خوام بخونم از چشات رفتی و شب موندنی شد قصه ها سوزوندنی شد ترانه ی تلخ سفر بدون تو خوندنی شد وقتی که بارون می گیره هق هق من جون می گیره رفتی و این دل هنوزم مثل قدیم دوست داره بارون دیگه بند نمیاد انگار اونم تو رو می خواد چشم انتظارت می مونم حتی اگر دلت نخواد... پ.ن:.....................................
هنوز در انتظارم... چون روز های گذشته.. برای چه؟... نمی دانی؟... برای تو... جواب ساده ایست با یک دنیا دلتنگی...
اونی که گفته بود عاشق ترینه حتی خیانتش به دل می شینه.... هر چی بگی برای تو همون می شم فقط یه بار دیگه بیا دستم و بگیر.....
سلام
امروز با یکی حرف زدم ۱۰۰ برابر من گرفتاره... دعا می کنم هر چه زودتر مشکلاتش رفع بشه... شما هام براش دعا کنید...
اگه بخوام حرفایی که تو فکرم بهت بگم یه کتابه
اما اگه بخوام حرفی که تو قلبم بهت بگم دو حرفه: دوووووووووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست داااااااااااااااااااااااااااررررررررررررررررررررررررررررررررمممممممممممممممممممممممممممممممممم
اشکای یخیم و پاک کن درای قلبت و وا کن صدای قلبم و بشنو من چه کردم با دل تو؟ کاشکی تو لحظه ی آخر عشق و تو نگام می خوندی قلب تو صدام و نشنید رفتی با غریبه موندی اگه یه روز بگم از این حکایت که به تو کردم عادت دلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقت اگه یه شب برسم به حقایق می شم خدای عاشق... پ.ن:دلم هنوز تو رو می خواد.. |
About![]()
افسوس! Archivesشهریور 1388مرداد 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 Links
arta khanomi |